پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
152
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
روحانى محمّد ( ص ) تأمّل كردهاست . تصوّرى كه او از پيغمبر دارد بسيار متفاوت با تصوّرى است كه مقاتل داشت ؛ يا بهتر بگوييم ، كار آرمانى كردن كه در تفسير مقاتل اندكى به آن پرداخته شدهاست در تفسير امام جعفر صادق ( ع ) به روشنى جلوهگر است . از همان آيهء 31 آل عمران ، إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي ( اگر خدا را دوست داريد ، از من پيروى كنيد ) ، محمّد ( ص ) نمونهء كامل قدسيّت است كه از او فراتر نمىتوان رفت ؛ امام جعفر صادق ( ع ) در تفسير اين آيه مىگويد : « خدا دل صدّيقان را مقيّد به متابعت محمد ( ص ) مىكند تا بدانند كه ، علوّ احوالشان و رفعت مراتبشان هر چه باشد ، نمىتوانند نه از او درگذرند و نه حتى با او برابرى كنند . » « 96 » در حقيقت صدّيقان تنها در نورى از انوار حق مشاركاند ، ولى محمّد ( ص ) از تمامى اين انوار بهرهمند است « 97 » ؛ و از آن بيشتر ، ذات ازلى محمّد همان نورى است كه خدا از آن كلّ جهان هستى را آفريد . « 98 » خدا او را به جهان فرستادهاست تا واسطهاى ميان آدميان و او باشد : در ظاهر مخلوقى از جنس آنها در صورت است ( من جنسهم فى الصورة ) ، و در باطن خدا جامهء صفت خود ( من نعته ) به او پوشانده است ( در تفسير توبه ، 128 ) . از اين رو نمادى است كه بىواسطه به خدا رهنمون مىشود ؛ « كسى كه تو را به رسالت و نبوّت بشناسد ، مرا به ربوبيّت و الهيّت مىشناسد » . « 99 » با اين حال ، اين شناسايى مستلزم درگذشتن از سطح ظاهر و پىبردن به سرّ باطن در رسول است ، باطنى كه پيوسته متوجّه خدا در مشاهده است : « اسرار انبياء در دست خداست ، و به هيچ رو از مشاهده جدا نمىشود . » « 100 » امام جعفر صادق ( ع ) بارها لفظ « مشاهده » را به كار مىبرد ، ولى در هيچ جا معنى آن را تصريح نمىكند . به نظر نمىآيد كه بايد آن را به معنى مشاهدهء مبتنى بر جذبه گرفت . امام صادق در آيهء وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى ( طه ، 82 ) ، « آمن » ( ايمان آورد ) را « شاهد » تعبير مىكند و مىگويد : وَ آمَنَ ، يعنى شاهدنى و لم يشهد معى سواى : [ من مىآمرزم ] كسى را كه جز من با من كسى را مشاهده نمىكند . پيغمبر به سبب صرف موقعيّت پيغمبرى خود از آغاز و تقريبا به نحوى وجودى مخصّص به خصوصيّت مشاهدهء انحصارى خداست ، به اين معنى كه در هر كارى كه مىكند هيچ گاه از
--> ( 96 ) . قيّد اسرار الصديقين بمتابعة محمد صلعم لكى يعلموا انّهم و ان علت احوالهم و ارتفعت مراتبهم لا يقدرون مجاوزته و لا اللحوق به ( همان ، در تفسير آل عمران ، 31 ، ص 24 ) . ( 97 ) . و لن تتمّ هذه الانوار لاحد الّا لمصطفى صلوات اللّه عليه و سلامه ( همان ، در تفسير نور ، 35 ، ص 45 ) . ( 98 ) . ن والقلم . قال جعفر : نون هو نور الازليّة الّذى اخترع منه الاكوان كلّها فجعل ذلك لمحمد صلعم . فلذلك قيل له « و انّك لعلى خلق عظيم » ، اى على النور الذى خصصت به فى الازل . ( همان ، در تفسير قلم ، 1 ، ص 59 ) . ( 99 ) . من عرفك بالرّسالة و النّبوّة فقد عرفنى بالرّبوبيّه و الالهيّة ( همان ، در تفسير نساء ، 80 ، ص 27 ) . ( 100 ) . لأن اسرار الانبياء فى القبضة لا تفارق المشاهدة به حال ( همان ، در تفسير فرقان ، 20 ، ص 46 ) .